تصنیف ها و ترانه های اصیل ایرانی
گلچینی از آهنگ ها و سرودها و نواهای ماندگار و برنامه های گلها و جشن های ایرانی
جشن یلدا سه شنبه 30 آذر1389 16:40
 

شب یلدا، جشن زایش خورشید، خجسته باد

در سر سال با یک دانستگی ویژه، دین ایرانی قرار داشته که آغاز دی، شکست اهریمن و تاریکی و پیروزی مهر و آفتاب بوده است. چون از پس دی، نخستین روز است که آغاز به بلند شدن و دوام بیشتر آفتاب و روشنایی می شود و هر شب از درازایش کاسته می گردد. جشنی که در این هنگام برپا می شد، در بلندترین شب های سال در آغاز میدیارم (مئیذ یا ئیری) هنوز در ایران به جا مانده است که به نام شب چله یا شب یلدا نامیده می شود.

شب نخست زمستان یا شب یلدا، زایش مهر است. واژۀ یلدا نیز خود به معنی زایش از همین رهگذر است. مهر، خورشید جهان تاب و روشن است. از آغاز زمستان، شب ها کوتاه و روزها بلندتر می شود. در روزهای آغاز زمستان که خورشید می تابد، هر روز از روز پیش در آسمان بیشتر می پاید و کم کم بر تاریکی و تیرگی شب های دراز زمستان چیره می شود. گاهنبار (مئیذیوئی شم) نیز در این سال آغاز تابستان بوده است. این سال در نیمۀ نخست با بلندترین روزها آغاز می شد که پس از آن از درازی روز کاسته و بر درازی شب افزوده می گشت و نیمۀ دوم آن با بلندترین شب ها آغاز می شد که از پی آن، درازی شب کاسته و بر درازی روز افزوده می شد و این دانستگی در بندهش آمده است.

·برگرفته از نسک تاریخ نوروز و گاهشماری ایران/ به کوشش روانشاد دکتر عبدالعظیم رضایی/ چاپ پنجم – زمستان  ۱۳۸۵/ آمیخته ای از برگه های 39 تا 42

·سروده هایی از سرایندگان نامدار ایرانی دربارۀ شب یلدا:

 

پاره هایی گوناگون از سعدی:

یاد آسایش گیتی بزند بر دل ریش/ صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

هنوز با همۀ دردم امید درمان است/ که آخری بُود آخر شبان یلدا را

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست/ شب فراق تو هرگه که هست یلداییست

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف/ گویی از روز قیامت، شب یلدا برخاست

یاد آسایش گیتی بزند بر دل ریش/ صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

 

پاره هایی گوناگون از امیر معزی:

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است/ تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

ایزد دادار، مهر و کین تو گویی/ از شب قدر آفرید و از شب یلدا

 

پاره هایی گوناگون از ناصر خسرو:

او بر دوشنبه و تو بر آدینه/ تو لیل قدر داری و او یلدا

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد/ مسجد شده چون روز و دولت چون شب یلدا

گر نباید خوی ایشان در نیابد خلق را/ روز روشن در بر دانا شب یلدا مشو

 

پاره هایی گوناگون از خاقانی شروانی:

هست چون صبح آشکارا، کاین صبح چند را/ بیم صبح رستخیزست از شب یلدای من

گر آن کیخسرو ایران و تور است/ چرا بیژن شد اندر چاه یلدا؟

 

مسعود سعد سلمان:

کرده خورشید صبح  ملکت تو/ روز همه دشمنان شب یلدا؟

 

حافظ:

صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است/ نور ز خورشید خواه، بو که برآید

 

سیف اسفرنگی:

سخنم بلندنام از سخن تو گشت  و شاید/ که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا

 

حكيم سوری:

ميوه‌هاي شب يلداي تو بس خوشمزه/ از همه خوشمزه‌تر هندونه و خربزه بود

 

منوچهری:

نو رایش تیره شب را روز نورانی کند/ دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

 

عنصری:

چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه/ خال رخ رنگی بربایی شب یلدا

 

 اوحدی:

شب هجرانت ای دلبر، شب یلدا است پنداری/ رخت  نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

 

سنایی غزنوی:

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که از یک چاکری عیسی چُنان معروف شد یلدا


برچسب‌ها: شب یلدا, جشن زایش خورشید, میدیارم, تاریخ نوروز و گاهشماری ایران, دکتر عبدالعظیم رضایی

نوشته شده بدست بینا | پیوند |


نمایۀ تارنگار

سیاهه

دوستان

بایگانی نوشته ها

بایگانی جستارها

دلنوازان

بخش ویژه

برای رونوشت URL فید RSS این تارنگار کلیک کنید
Powered by BLOGFA.COM