تصنیف پیک سحری، با آواز پروین
یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو بفغانم بفغانم بفغانم
ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم
من غرق گناهم تو عذر گناهی
روز و شبم را، تو که مهری، تو که ماهی
چون باده بجوشم در جوش و خروشم
من، سر زلفت به دو عالم نفروشم
ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم
همه شب بر ماه و پروین نگرم مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم چه بگویم چه بگویم زین راز
غمم این بس، که مرا کس، نبُوَد دمساز
یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو بفغانم بفغانم بفغانم
ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آلبوم: سکوت شکسته/ آهنگ: مهندس همایون خرم/ سراینده: کریم فکور/ خواننده: پروین، کوروس سرهنگ زاده/ دستگاه: دشتی/ سال آفرینش: ۱۳۳۷
·کورس سرهنگ زاده این تصنیف را بازخوانی کرده است و در برنامۀ یک شاخه گل شمارۀ ۳۸۸ با همکاری محمودی خوانساری بار دگر به خواندن آن پرداخته است.
بازخوانی تصنیف پیک سحری، با آواز کورس سرهنگ زاده